گريه
گاه برخنده بيهوده خودگريه كنم
گاه برفرصت فرسوده خود گريه كنم
زندگي شيرجه درويش به پاي بركه است
من براين خرقه آلوده خود گريه كنم
وارث زخم زمينم كه ندارد مرهم
من براين زخم نمكسوده خود گريه كنم
از ازل بخت مرا با غم وغربت بستند
من بر اين بخت غم اندوده خود گريه كنم
ازمَلَك تابه سَمَك فاصله انسان است
من براين حلقه مفقوده خود گريه كنم
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 5:31 توسط حسینی بلخی
|