آدم برفی

 

 

آدم برفی

قطره قطره

آب می شود

در کنار اجاق زندگی.

از آدم برفی

چه می ماند

جزء دو چشم سیاه

که یقه نگاه را می بندد.

 *   *    *

آدم برفی

چشم هایش را  

به مترسک می بخشد

تا تنهایی اش را

در آغوش بگیرد.

 

شعرزنان مهاجرافغانستانی درایران


اين مقاله را در سايت هزاره  آن لاين هم مي توانيد بخوانيد.

    شعرچیست؟

   درباره تعريف شعر از روزگاران دور،در ميان شاعران،اديبان و دانشمندان اختلاف نظر و پراكندگي آراء وجود داشته است،زيرا هنر و زير مجموعه هاي آن زبان حال و زبان فطرت است نه زبان قال،از اين رو هر هنرمند و دانشمندي برداشت ويژه اي از هنر و مقوله هاي هنري دارد و لاجرم تعريف هايي كه ارائه مي شود نيز بازتاب همان برداشت هاي ويژه است.بنابراين تاكنون از هنروبويژه شعر،تعريف يگانه اي كه بيشتر اديبان و شاعران پذيرفته باشند وجود ندارد.اگر چه در تعريف هاي موجود،ويژگي ها و عناصري را مي توان رديابي كرد كه مورد قبول همه يا بيشتر شاعران و اديبان در طول سده هاي متوالي بوده است.

کسانی که می کوشند شعربودن یانبودن همه آثار ادبی را باتعریف موردعلاقه خودمشخص کنند، به آن شخصیت اساطیری یونان قدیم شباهت دارندکه مردم رامی دزدید ومی خواست قدافراد دزدیده شده را باتخت خواب خود تنظیم ومساوی کند بنابراین آدم های بلندترازتخت را سرمی برید وآدم های کوتاه قد را آن قدر می کشید تا به اندازه تخت دراز شوند.اینان نیز تلاش می کنند آثار ادبی رامثله کنند تا باتعریف موردنظرخودشان مطابقت دهند(کاظم کاظمی،روزنه،ص23)

دسته بندی شعر به زنانه ومردانه

درباره این که آیا می توان شعر یک ملت یا یک زبان را به شعر زنانه ومردانه تقسیم کرد یانه اختلاف نظر وجود دارد:

برخی براین نظرند که تقسیم بندی این چنینی بجا وسزاوارنیست برای این که شعربازتاب ناگفته های درونی انسان است وانسان ها علی رغم تفاوت های ظاهری، آمال وآرزوهای مشترک دارند ازاین رو تقسیم شعربه زنانه ومردانه درست نیست .درمقابل این گروه دسته ای دیگری هستند که این نوع تقسیم بندی را بجا ودرست می دانند ومعتقدند که انسان ها علی رغم اشتراکات فراوانی که دارند،تفاوت های فراوانی نیز دارند وعلاوه براین هرمجموعه ای ازانسان ها که دریک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند اشتراک خواست ها وآرزوهای شان زیادتر است نسبت به انسان های مناطق دیگر بنا براین اگرچه زنان ومردان هردوانسان هستند واشتراکات فراوانی دارند اما تفاوت های روحی وروانی وعاطفی آنان قابل کتمان نیست. شاعران وهنرمندان نیز ازاین قاعده تفاوت پذیری استثنا نشده اند ازاین رو می بینیم شاعران زن افغانستانی مهاجر درایران همگام بامرورزمان مواضع وموضوعات متفاوت با مردان شاعرمهاجر را درپیش گرفته اند خصوصا درزمان هایی که کشورافغانستان کمی درآرامش نسبی قرار داشته است.

دسته بندی شعر زنان مهاجر ازنظر زمانی:

1- دوره اشغال افغانستان توسط شوروی سابق

این دوره ازآغاز شعرمهاجرت یامقاومت مهاجران افغانستانی درایران شروع می شود. دراین دوره شاعران زن ازنظرکمّی بسیاراندک وازنظرکیفی درآغاز راه بودند. زاویه دید زنان شاعر دراین دوره همان زاویه دید مردان شاعر مهاجربود که معطوف به اشغال کشور وازرش های مقاومت وجهاد وباورهای دینی بود کسانی که گذری برشعرمهاجرت این دوره داشته اند این مسأله راتصدیق خواهند کرد. نمونه های شعرزنان مهاجر دراین دوره عمدتا در کتاب های شعرمقاومت 1و2 وصبح درزنجیرکه توسط آقای کاظمی ومظفری گردآوری شده، دیده می شود.جالب این که دراین دوره شاعران زن مهاجر علاوه براین که ازنظرذهنی تابع ودنباله رو پیشگامان مرد شعر مهاجرت بودند ازنظرفرم وشکل قالب شعر نیز همان راه را می رفتند. دراین دوره غالب قالب های شعر، مثنوی، غزل وچهارپاره بود.

همان گونه که بیان شد ازنظرمحتوایی شعرزنان مهاجر کاملا مردانه وباچاشنی خشونت وجنگ والبته آه واندوه دوری ازوطن وآوارگی است ازمضامین ویژه زنانه وایده آل های آن خبری نیست.

نمونه ها

تازه دامادخویش راگفتم

ازدم حجله اش به گاه نبرد

تاشهادت بروخداحافظ

مرگ سرخ است زندگانی مرد

(سیمین حسن زاده، شعرمقاومت ج2)

شرم داریم یلان! حال که صیادی نیست

پس سبب چیست که گلخانه آبادی نیست

خون گل ریخته بردامن گلشن کم بود

آن چه باغنچه نمودید ره آدم بود

(زهرارسولی،شعرمقاومت ج2)

2-دوره حکومت مجاهدین

این دوره درتاریخ سیاسی اجتماعی افغانستان یکی از حرمانی ترین دوره هاست که تمام آرمان های بلند مقاومت وپاسداری ازوطن را به بادغفلت وخودکامگی داد. این دوره تلخ وتاریک یک نوع سردرگمی آشکار وفراگیر دربین شاعران مهاجرافغانستانی درایران پدید آورد. دراین دوره نیز شاعران زن مهاجر افغانستانی همچنان چشم وگوش به دهان شاعران پیشگام شعرمهاجرتند .مضامین ومحتوا همان مضامین ومحتوای مردانه همراه با نومیدی فراگیر ازوضع موجودکشور است .دراین دوره پابه پای شعرمهاجرت گاهی البته مدحت و مذمت نسبت به برخی گروه ها وافراد دیده می شود. علاوه براین به صورت بسیار ناچیز وکمرنگ قالب های سپید وآزاد نیز توسط شاعران زن مهاجر به تجربه گرفته می شود.

تابه کی بیزار ازدیوارشب

دست وپایم یخ زندبردار شب

پیکرخورشیدگل بردوش کوه

گم شود،گم،زیراین آوارشب

(نامه ای ازلاله کوهی،زهراحسين زاده)

 

3- دوره حکومت طالبان

این دوره یکی ازننگین ترین دوره های تاریخ افغانستان است دراین دوره بیشتر ارزش های انسانی زن ومرد افغانستانی به استهزاگرفته شد بیش ازهر موضوع ومقوله دیگر شخصیت زن ومادر افغانستانی پایکوب لجاجت وجهالت شد. بازگوکردن آن چه دراین دوره برافغانستان گذشت تکرار مکررات است وهمه دنیا بخصوص افغانستانی ها می دانند که دراین دوره برکرامت وحیثیت زن ومرد افغانستانی چه آمد. دراین دوره زن ومرد شاعرمهاجرافغانستانی درایران، درحالی که ازوضع موجود اظهارناامیدی می کردند باابزار هنری شعر به جنگ امارت وحکومت طالبان رفتند. دوره طالبان تأثیر بسیارعمیقی بر شعر زنان مهاجرگذاشت دراین دوره شاعران مهاجر بخصوص شاعران زن وقتی بسته شدن مراکز آموزشی ومکاتب ومدارس،وخانه نشینی اجباری همنوعان خود را دیدند، فریاد خودرا علیه ستم وبیداد با زبان شعر وهنر بلند کردند.البته این دوره وحشتناک ذهن برخی ازشاعران جوان زن را تکان شدیدی داد که سرآغاز یک نوع طغیان وهنجارشکنی شد.

4- دوره حکومت کرزی

پس ازسقوط طالبان وپایه گذاری حکومت جدیدافغانستان به ریاست حامدکرزی، کورسوی امیدی در دل همه افغانستانی ها درسراسر جهان به وجودآمد. سهم گیری جامعه جهانی در فرایند صلح وبازسازی افغانستان ، گام های اولیه حقوق شهروندی، آزادی بیان ، حقوق زنان و...مسائلی بودکه باعث امیدواری افغانستانی های رنجدیده شد. همه این تغییر وتحولات برشاعران مهاجرافغانستان درایران هم اثرگذاشت .در دهه اخیر شعر زنان مهاجر درایران تفاوت بسیار زیادی با دهه های قبل پیداکرده است. آزادی وحق رأی، حق فعالیت اجتماعی زنان درافغانستان باعث شد که زنان شاعرمهاجر این مقوله هارا هم فراموش نکنند ازاین رو دیده می شود که شعر زنان مهاجر موضوعات ومحتواهای گوناگونی را به تجربه گرفته است موضوعاتی که برخی از آن ها پیش ازاین تابو به حساب می آمدند وکسی جرأت پرداختن به آن ها را نداشت.

نمونه ها:

تقصیر من نیست اگر جور دیگری مرده ام 

چهره از ملحفه به خیابان تف می شود

من كه از دستمال قرمز مادر هم بی بهانه ترم 

با دوست پسرم كه اسم ندارد 

انگشت می زنیم

بی آنكه جای كسی را تنگ كنیم 

*********************

من از جهان آزادی می آیم

و مجسمه های آزادی

ماده بودنم را بارها بوسیده اند...

لباس های گشاد بپوشم

و جهنم را با تف كردن نوزادی

سرد كنم

زیرا كه من محراب را نبوسیده ام

متأسفانه این روند همچنان ادامه یافت تا درلفافه آزادی بیان وپرهیز ازکلی گویی وروایت خود به نوعی ابتذال نویسی رسید. نمونه های فراوانی ازاین نوع شعرها دروبلاگ ها وسایت ها وبرخی مجلات یافت می شود وآوردن نمونه هایی ازاین دست را دراین نوشته صلاح نمی دانم.

نتیجه:

ازنظرمحتوایی شعر زنان ومردان مهاجرافغانی درایران بیش از آن که اختلاف داشته باشد اتحاد داردوغیر ازاین انتظار هم نمی رود. زیرا هردو گروه تجربه های مشترک فراوانی دارند . جنگ، فقر، آوارگی، مشکلات هویتی، دغدغه های آینده و... اما ازنظر قالب های شعری، زنان شاعر بیش ازمردان به قالب های جدید چون سپید وآزاد اقبال نشان داده اند.