خداوندا من واندوه و آهم را تو می دانی

غروب تلخ در پشت گناهم را تومی دانی 

  

تمام رازها در چشم من پیداست  می بینی

نگاه شکوه آمیزنگاهم را تومی دانی 

  

به امید سپیده تا سحربیدار می مانم     

مناجات شب سرد سیاهم را تومی دانی

 

خداوندا خودت ترکیب کردی زآتش وآبم

کنون جمع تضاد این دوباهم را تومی دانی