دخترك!

پُك بزن!

آشفته كن

حوصله غليان را

آتش بزن

به تقدير

به سرنوشت

به بخت

به اسپ سفيد

به افسانه هاي مادربزرگ

آتش بزن!

شايد سرفه اي بشكند

سكوت سفره خانه سنتي را

شايدكسي چشم هايش را بمالد

نگاهت

تلخ تر از تنباكوي سوزان

لبانت

داغ تر از آتشدان مسي غليان

بگذار!

نيكوتين كارش را بكند

حتي براي لحظه اي...

رهايت كند.


مشهدتيرماه92